تبليغاتX
با تو می گویم
احساس غریبی مکن اینجا که رسیدی این کلبه ناچیز تعلق به تو دارد
 بی تو هرگز
من

  عشق را در تو

  تو را دردل

  دل را در مواقع تپیدن

  و تپیدن دل را به خاطر تو دوست دارم

 من

  غم را در سکوت

  سکوت را در شب

  شب را در بستر

  و بستر را برای به تو اندیشیدن

                                       دوست دارم

من

  بهار را به خاطر شکوفه هایش

  زندگی را به خاطر زیبایی اش

  و زیبایی را به خاطر تو دوست دارم

من

  دنیا را به خاطر خدایش

 

  خدایی که تو را خلق کرد

                                دوست دارم .

********************************

 

  عزیزم : مایل هستم روزی که می میرم

  قلبم را از سینه ام بیرون بیاوری و ببینی

  روی آن نوشته شده :

  گل قشنگم  ُ امید زندگی ام ُ محبوب من

        دوستت دارم به حد پرستش و برای همیشه

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386  |
 پایان شب سیه
 

 

 

  سلام دوستان

  مژده                     مژده

   مژده به عاشقایی که منتظر حلول ماه بودن ،

    دقایقی پیش این ماه منور تو آسمون عشق هممون

    خودنمایی کرده و رویت شده ، من این عید باسعادت

    و میمون روبه همه عاشقایی که منتظر رویت ماه

    بودن، مخصوصا خودم تبریک می گم .

   

    آره

    درست فهمیدین ماهک دوباره برگشته و شبامون

    دوباره مهتاب شده .

    ماهک جان خیلی خوشحالمون کردی ، دیگه تنهامون

    نذار .

    باشه .............؟ 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیستم آبان 1386  |
 
 

 

 

   منتظر موندم به راهت تا هميشه

  چشم به راهت مونده بودم پشت شيشه

  انتظارت تلخه مثل مردن دل

  مثل عشقي خام و باطل

  واي...........

  اگه فردا بياد و باز تو نيايي

  واي

  ميخوام داد بزنم از اين جدايي

  واي

  ديگه مردم ، ديگه مردم

  چقد تو بي وقايي

  مگه من با تو بد كردم خدايي؟

 

  هر چي ميخواي بگي ، بگو

                    اما نگو دوست ندارم

  هر كار ميخواي بكن ، ولي

                    بگو نميري از كنارم

  تو رو خدا مثل غريبه ها

                    دلم رو هي نرنجون

  تو رو خدا دشمانم رو

                    به روي من انقد نخندون

 

  به خدا من مي ميرم

                             از اين جدايي

  به خدا من مي ميرم

                            اگه نيايي

 

  واي اگه فردا بياد و باز تو نيايي

|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه سوم شهریور 1386  |
 جشن میلاد
 راستي بچه ها ۶مرداد هم تولدمه ، من رو فراموش نكنيد ،

 خيلي دوست دارم كه اون روز هر كي به طريقي من رو ياد كنه

 با يه نظر كوچولو ، يه تماس و يه اس ام اس ۱۴ تو ماني مي تونيد من رو خوشحال كنيد

 پس ۶ مرد اد منتظرتون هستم .

  ****

 براي روز ميلاد تن من

 نميخواد پيرهن شادي بپوشي

 به رسم عادت ديرينه حتي

 برايم جام سر مستي بنوشي

 

 براي روز ميلادم اگر تو

  به فكر هديه اي ارزنده هستي

 نوازش كن مرا تا اوج خواستن

 بگو با من ،كه  با من زنده هستي

 كه من بي تو نه آغازم نه پايان

 تويي آغاز روز بودن من

 نذار پايان اين احساس شيرين بشه بي تو غم فرسودن من .

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه سی ام تیر 1386  |
 هر چی میخوای اسمش رو بذار
 

 سلام بچه ها

 تو این مدت که به دلائلی که بعضی ها تون می دونید نتونسم بیام و آپ کنم

 دلم واستون یه ذره شده بود .

 از همه اونایی که به یادم بودن، باهام تماس گرفتم ، اس ام اس زدن و اينجا پيام دادن

 و به هر حال دلواپسم بودن ، اول معذرت ميخوام و بعد تشكر مي كنم و از ته دل مي گم

 كه دلم واسه همتون يه ذره شده بود ، دلم واسه نظر هاي خوشگلتون له له مي زد

 مخصوصا نظراي دوست و همكار عزيزم: مهديه  كه هميشه سازنده بوده و براي ادامه وبلاگ به من روحيه داده ، مهديه جان ازت ممنونم كه تو اين مدت به يادم بودي ،

  احمد خان از تو هم ممنونم كه تو اين مدت كنارم بودي .

  ازاحسان عزيز هم تشكر مي كنم كه تو اين مدت تنهام نذاشت

  از دوست خوبم همدم كه من رو فراموش نكرد

  محمد جان از تو هم متشكرم كه من رو از اس ام اس هاي خوشگلت بي نصيب  نكردي 

    ليلا ، غزل ، سحر ، ميلاد و رضا جان از شما هم تشكر مي كنم .

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
 ببين با من چه كردي
 

  

 

  از عذاب رفتن تو  می سوزم تو اوج غربت  ۱

  واسه بودن با تو ، ندارم یه لحظه فرصت

  اینجا اشک تو  چشام، به کسی نشون ندادم

  اگه بشکنه غرورم،ُ خم به ابروم نمیارم.

  وقتي نيستي هر چي غصه ست تو صدامه

  وقتي نسيتي هر چي اشكه تو چشامه

  از وقتي رفتي  

  دارم هر ثانيه از غصه رفتنت مي سوزم

  كاشكي بودي و مي ديدي كه چي آوردي به روزم

  حالا عكست تنها يادگاره از تو

  خاطراتت تنها باقي مونده از تو

  وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش مي زنه به اين وجودم

  كاش از اول نمي دونستي من عاشق تو بودم .

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386  |
 
 

  

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386  |
 آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد کاش می آمدو از دور تماشا می کرد
آنكه دائم هوس سوختن ما مي كرد

كاش مي آمد و از دور تماشا مي كرد

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه نوزدهم تیر 1386  |
 دارم از تو می نویسم
      

    دارم از تو می نویسم که نگی دوست ندارم

    از تو که ، با یه نگاهت ، زیر و رو شد روزگارم

    با تو چه زندیگیهایی که تو رویاهام نداشتم

    تک و تنها بودم اما ، تو رو تنها نمی ذاشتم

    چه سفرها با تو کردم ، چه سفرها تو رو بردم

    دم مرگ رسیدم اما ، به هوای تو نمردم

    حتی من به آرزوهات ، تو رو آخر می رسوندم

    می رسیدی تو ، ولی من ، آرزو به دل می موندم

     هی می خواستم که بگم ، که بدونی حالمو

    اما ترس و دلهره ، خط می زد خیالمو

    توی گفتن و نگفتن ،از چه روزایی گذشتم

    اینقده رفتم و رفتم که هنوزم بر نگشتم

    اگه عاشقونه گفتم ، عشق تو باعثشه

    اگه مردم تو بدون ، چه کسی باعثشه

    هر چی شعر عاشقونه است ، من برای تو نوشتم

    تو جهنم بودم  اما ، می نوشتم ، تو بهشتم                   

    موقع نوشتن و وقت اسم گذاشتنش

    کسی رو جز تو نداشتم ، اسمی جز تو نمی ذاشتم        

    من تموم قصه هام قصه توست

    اگه غمگینه ، این از غصه توست .

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386  |
 نوروز-
    

   بسم الله الرحمن الرحیم

 

   یا مقلب القلوب و اللبصار

   یا مدبر اللیل و النهار

   یا محول الحول و الحوال

   حول حالنا الا احسن الحال

   سلام .

   نوروز رو به همه ایرانیا ، مخصوصا تو دوست عزیز که الان داری  تو این

   کلبه می چرخی و مطالب من رو می خونی تبریک می گم و امیدوارم 

   که سال خوبی رو پیش رو داشته باشید و سال ۱۳۸۶ هیچ غم و

   غصه ای در خونتون نیاد .

   <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

   سلام عزیزم ، خوبی؟

   سال نو مبارک ، صد سال به از این سالها انشا الله

   چه خبر؟

   نمیدونی دیشب چقدر دلم هوات رو کرده بود

   یادته شب عید ؟

   یه شب مونده به عید

   یادته چقدر بهمون خوش گذشت

   آخه اون روزا که از الان خبر نداشتیم

   چه می دونستیم که اینجوری از هم جدا می شیم ؟

   من که اگر می دونستم ، هیچ وقت نمی اومدم سراغت

   ولی بهتر که خبر نداشتیم

   اگر می دونستیم که از هم جدا می شیم

   اون روزا رو هم به جون خودمون زهر می کردیم

   من که اصلا حال و هوای خوبی ندارم

   نمیدونم تو الان چه حالی داری

   نمی دونم اصلا به فکر من هستی یا نه؟

   ( الا مزغ سفید خونه من

   حلالت باشه آب و دونه من

   به هر جا می روی منزل بگیری

   بکن یاد از دل دیوونه من )

   اگه فقط یه لحظه هم به فکر من باشی من خوشحال می شم .

  <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

                     

   خدایا تو این سال جدید فقط یه عیدی ازت میخوام

   فقط ازت می خوام که اون رو یه بار دیگه به من ببخشی

   خدایا ، این عیدی واسه من خیلی عزیز و بزرگه اما واسه تو  

   کار کوچیکیه .

   خدایا اون رو به من ببخش.

                  

  

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه یکم فروردین 1386  |
 
 
بالا